
شیر و شمشیر خدا انس پسرمالک گوید: فرستاده خدا صلیالله علیه وآله وسلم بالای منبر رفت و سخنان بسیاری گفت، سپس فرمود: «علی، پسر ابوطالب کجاست؟ علی به سوی رسول خدا رفت و گفت: من اینجا هستم ای فرستاده خدا. حضرتش او را به سینه خود چسباند و میان دو چشماش را بوسید و با صدای بلند فرمود: «ای مسلمانان! این برادرم و پسرعمویم و دامادم است، این گوشت و خون و موی من است، این پدر نوههایم حسن و حسین دو سرور جوانان بهشت است، این گشاینده اندوهها از من است، این شیر و شمشیر خداست در زمین او بر دشمنانش، لعنتِ لعنتگران بر دشمنش باد، خدا از دشمنش بیزار و من نیز از دشمنش بیزارم». ...
ادامه مطلب